بی تو در بیابان بی کسی
ماییم و این صحیفه ناتمام و چشم هایی که در انتظار فصل توست
|
درباره وبلاگ ![]() سلام بر منتظران راه حق |
این جمعه هم گذشت و باز هم انتظار....
به نام آن کس که به من آموخت که چگونه قلم در دست بگیرم و چگونه کلمه انتظار را بر زبان جاری کنم سلام سلام سلام اماما سلام . سلامی که شاید شنیده شود و جوابش داده شود. آقا جون تسلیت ! شهادت پدر بزرگوارتون را به شما امام عزیز تسلیت عرض میکنم . سالها قبل که از کوچه محبت عبور کردم نگاه مهربانت منو آواره خود کرد ، به عظمت نگاه تو بت کده ام ترک بر داشت و فرو ریخت . من دنیا رو باختم ! من مانده ام و سردرگمی ها !!! باز جمعه آمد و بوی انتظار را با تمام وجودم استشمام کردم و باز نوای این بقیة الله دعای ندبه را شنیدم و با هزار امید منتظر پاسخم . آخه فراغ تا به کی؟؟؟؟ هر صبح که از خواب بیدار میشم بوی انتظار رو حس میکنم فکر میکنم که پایان هفته ظهور میرسه . اما باز هم نه . میبینم که همچنان باید منتظر ماند . منتظرم هفته بعدی سپری شود اما نه این انتظار انچنان ادامه می یابد . میدانم این انتظار انتظار دیدار است. اقا جون بطلب ،بطلب که جمعه ی اینده دیگه توی مسجد جمکران باشم و سوالی که هنوز جوابی ندارم ( این بقیة الله؟؟) توی مسجد خودت پاسخی بشنوم براش ، یعنی میشه بیام جمکران رو جوابای سوالامو از خودت بشنوم ؟؟ اقا جون شده فقط یه بار بذار ببینمت ، اخه مگه میشه عاشقی معشوقش رو یه بار هم نبینه ؟؟ اخه اون عاشق که از دوری هلاک میشه ! امروز جمعه هست و من با نگاهی منتظر و دلی امیدوار ، شوق غروب دلگیر رو توی سرم دارم ، روزی که بر اساس روایاتی ، خورشید دلها طلوع میکند . از زمان اولین گریه ام تا به حال عشق تو رو در من ترزیق کردند حال تکه تکه عشقت رو از قلبم میربایند. تنها اجابتی که انتظار اونو میکشم جماعت ناله هاست ، تنها آرزویی که منت پذیر آنم خاموشی هر صدایی جز ندای ( یا مهدی) است در انتظار طواف چهره ی زیبای حسینی ات می مانم ای روح آرامش و آسایش
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 19:30 توسط مهربان
|
|
|